زمینه و هدف:
کنترل درد حاد پس از عمل برای جلوگیری از ایجاد درد مزمن ضروری میباشد. پرهگابالین بهعنوان یک آنالوگ گاماآمینوبوتیریکاسید ( GABA ) دارای اثرات آنالژزیک روی درد حاد پس از جراحی است. پرهگابالین عوارض جانبی اندکی داشته و سریعاً از راه خوراکی جذب میشود. هدف از این مطالعه بررسی اثر آنالژزیک تک دوز پرهگابالین خوراکی پس از اعمال جراحی ارتوپدی است.
مواد و روشها :
در این مطالعه ۶۰ بیمار کاندید اعمال جراحی ارتوپدی تحت آنستزی اسپاینال بهصورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. برای گروه مداخله، پرهگابالین خوراکی ۱۵۰ میلیگرم و برای گروه کنترل، دارونما یکساعت قبل از جراحی تجویز شد. بیماران از نظر شدت درد براساس معیار دیداری درد ( VAS ) و میزان دریافت داروی مخدر در ۱۲ ساعت پس از عمل جراحی تحت بررسی قرارگرفتند. در صورت معیار دیداری درد بالاتر از ۴، پتیدین وریدی ۵/۰ میلیگرم بر کیلوگرم تزریق گردید.
یافتهها :
اختلاف آماری معنیداری بین دادههای دو گروه وجود داشت. نمره درد بیماران براساس معیار دیداری درد در گروه پرهگابالین در مقاطع زمانی ریکاوری و ساعت ۶ و ۱۲ پس از عمل پایینتر از گروه کنترل بود(۰۵/۰> P ). همچنین میزان مصرف پتیدین وریدی در گروه پرهگابالین کمتر از گروه کنترل بود (۰۰۱/۰ P= ).
نتیجهگیری :
تجویز تکدوز ۱۵۰ میلیگرم پرهگابالین خوراکی یکساعت قبل از اعمال جراحی ارتوپدی تحت بیحسی نخاعی بهطور محسوسی موجب کاهش درد پس از عمل و کاهش نیاز به داروهای مخدر میگرددبیمار آقای ۶۹ ساله مبتلا به بزرگی خوش خیم پروستات ( BPH ) که کاندیدای عمل جراحی رزکشن پروستات ترانسیورترال ( TURP ) با لیزر دیود ۹۸۰ نانومتر بود، که در بیمارستان بستری شد. پس از شروع بیهوشی، عمل جراحی وی بدون مشکل آغاز گردید و عمل حدود یکساعت بهطول انجامید، در حوالی پایان عمل، تیم جراحی متوجه دیستانسیون شکم شد که با مشاوره جراحی، کاندید لاپاراتومی با تشخیص شکم حاد گردید. و بیمار تحت لاپاراتومی قرار گرفت که در حین لاپاراتومی مشخص شد که بیمار دچار پارگی خارج صفاقی مثانه شدهاست. پس از ترمیم پارگی، بیمار به بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان ( ICU ) برای پایش قلبی تنفسی منتقل شد و پس از ۴۸ ساعت از بخش مراقبتهای ویژه ترخیص شده و به بخش اورولوژی منتقل گردید.
مقدمه: عمل جراحی رزکشن پروستات ترانسیورترال استاندارد طلائی درمان بزرگی خوش خیم پروستات است که با چندین عارضه حین و بعد از عمل همراه است (۱-۲) . عوارض حین عمل این جراحی موارد ذیل را شامل میشود: سندرم عمل جراحی رزکشن پروستات ترانسیورترال (اختلالات عصبی ناشی از کاهش سطح سدیم خون که در اثر جذب بیش از حد مایع شستشو ایجاد میشود)، افزایش فشارخون سیستمیک، برادیکاردی، ادمریوی در بیماران دچار ضعف عملکرد بطن چپ، پارگی کپسول پروستات، پارگی مثانه و احشاء. برای این عمل جراحی از بیهوشی عمومی یا موضعی استفاده میشود (۳) . سایر درمانهای با حداقل تهاجم شامل استنتگذاری پروستات (در بیمارانی که جراحی پرخطر دارند) و پروستاتکتومی با لیزر است که مزایای تخریب با لیزر شامل مدت زمان کوتاه عمل (کمتر از ۲۰ دقیقه) و عدم وجود خونریزی حوالی عمل است (۲) . لیزر دیود ۹۸۰ نانومتر یکی از ابزارهای جدید بهکار گرفتهشده برای درمان بزرگی خوشخیم پروستات میباشد که پس از استفاده روزافزون آن در دنیا، اکنون در ایران نیز استفاده از آن توسط متخصصین اورولوژی رو به افزایش است. عمل جراحی رزکشن پروستات ترانسیورترال با لیزر دیود ۹۸۰ نانومتر علاوه براینکه روش جراحی موثر در درمان و بهبودی بزرگی خوشخیم پروستات میباشد. حداقل تهاجم بافتی را دارد و با موربیدتی اندکی نسبت به سایر روشها همراهاست (۴) . مثانه ارگانی است که اغلب در معرض آسیبهای درمانی (ایاتروژنیک ) قرار دارد.رایجترین شکل این آسیبها پارگی تمام ضخامت مثانه است. آسیب خارجی (اکسترنال) مثانه اغلب در اعمال جراحی زنان و مامائی، جراحیهای عمومی و اورولوژیک اتفاق میافتد. آسیب داخلی (اینترنال) بهطور شایع درجریان عمل جراحی رزکشن پروستات ترانسیورترال رخ میدهد. پارگیهای مثانه به دو صورت داخل و خارج صفاقی ایجاد میشوند که نوع خارج صفاقی شایعتر است (۳, ۵) .
معرفی بیمار:
بیمار آقای ۶۹ ساله مبتلا به بزرگی خوشخیم پروستات برای رزکشن پروستات از طریق پیشابراه به کمک لیزر دیود به اتاق عمل بیمارستان ارجاع شده بود. در معاینه بیمار حرکات سر و گردن نرمال و بدون محدودیت داشت. مالاپاتی II داشت و بدون دندان بود ( دندانهای مصنوعی وی قبلاً خارج شده بودند). در معاینه قفسه سینه، حرکات در هنگام تنفس، قرینه بود و سمع ریهها پاک و سمع قلب وی نرمال بدون سونل و صدای اضافه بود. معاینه اندامها تون عضلانی و قدرت نرمال داشتند. بیمار از نظر فعالیت بدنی در وضعیت خوبی بهسر میبرد و ۴ MET= (توانائی متابولیکی) را کسب میکرد (دو طبقه پله را بدون احساس ناراحتی با سرعتی عادی بالا میرفت). اندکس توده بدن( BMI ) بیمار ۲۳ بود و درجه حرارت اگزیلاری وی ۳۷ درجه سانتیگراد و ۷۰/۱۱۰= فشارخون و ضربانقلب =۷۰ داشت. در عکس قفسه سینه بهجز کلسیفیکاسیون مختصر قوس آئورت نکته مثبتی نداشت و اندکس سایز قلب کمتر از یک داشت. در اکوکاردیوگرافی، یافته مثبتی نداشت و کسر جهشی بطن چپ ۵۰%-۴۰% و نارسائی میترال مختصر گزارش شد. آزمایشهای قبل از عمل جراحی بیمار نیز در حد نرمال گزارش گردیدند. بیمار اعتیاد به دارو، سیگار، الکل یا ماده مخدر نداشت.
بیمار ساعت ۱۲ شب قبل از عمل جراحی قرص متوکلوپرامید (۱۰میلیگرم) و رانیتیدین (۱۵۰ میلیگرم) دریافت کرده بود و برای آرامبخشی، پیشدارو نخورده بود. در اتاق عمل، پس از مانیتورینگ روتین شامل: الکتردکایوگرام، اندازهگیری غیر تهاجمی فشارخون، پالساکسیمتری و دیاکسیدکربن بازدمی حدوداً ۳۰۰ میلیلیتر نرمال سالین ۹/۰% دریافت نمود. بیمار ۱۲۵ ماکروگرم فنتانیل گرفت و نیز ۶ لیتر اکسیژن ۱۰۰ % . القاء بیهوشی با ۲ میلیگرم بر کیلوگرم پروپوفول فراهم شده و پس از اینکه پاسخ کلامی و چشمی به تحریکات از بین رفت، ۵/۰ میلیگرم بر کیلوگرم آتراکوریوم تجویز شد و لارنژیال ماسک شماره ۴ تعبیه گردید و با مد تهویه کنترله اجباری توسط ماشین بیهوشی ونتیله شد و ازایزوفلوران با غلظت ۱% جهت نگهدارنده بیهوشی استفاده شد.
عمل جراحی وی آغاز گردید و بهدلیل آموزشی بودن مورد، عملجراحی لیزر با تلاشهای متعدد توسط اورولوژیستهای مختلف جهت دیدن مثانه و پروستات و پیشابراه انجام شد. جهت اتساع مثانه و شستشوی خون، از مایع نرمال سالین ۹/۰ % استفاده شد و بهجای استفاده از ظرف شستشو و نصب آن در ارتفاع ۴۰ سانتیمتر از شیر ورود مایع توسط دستگاه لاپاراسکوپی استفاده گردید که فشار ۲۰۰ سانتیمتر آب را برای ورود مایع ایجاد میکرد.
آتراکوریوم تا پایان عمل، هر نیمساعت ۱۰ میلیگرم تجویز شد. تا پایان عمل جراحی رزکشن پروستات ترانسیورترال، همودینامیک بیمار پایدار بود ولی فشارخون وی ۲۰ % افزودهشد واشباعاکسیژن شریانی وی از ۱۰۰ % به ۹۶ % کاهش یافت.
پس از یک ساعت، عمل جراحی رزکشن پروستات ترانسیورترال با لیزر به پایان رسید و تیم جراحی در صدد تعبیه کاتتر ادراری فولی برای بیمار برآمد ولی علیرغم تلاشهای متعدد این امر میسر نمیشد. ناگهان در زیر شانهای استریل جراح، متوجه اتساع شکم بیمار گردید و از متخصص بیهوشی خواست که علت را بررسی کند . متخصص بیهوشی با شک به نامناسب بودن جایگذاری لارنژیال ماسک جهت ونتیلاسیون بیمار و با توجه به افت اشباع اکسیژن شریانی به ۹۶% و احتمال لیک هوا و انتشار اکسیژن به داخل مری و اتساع شکم، لارنژیال ماسک را با لوله تراشه کافدار شماره ۸ جایگزین کرد ولی این امر تغییری در اشباع اکسیژن شریانی بیمار بهوجود نیاورد. جهت خروج هوای احتمالی و رفع انسداد شکم، متخصص بیهوشی اقدام به تعبیه لوله بینی- معدهای نمود که علیرغم تلاشهای متعدد، تعبیه آن ناموفق بود. پس از معاینه مجدد شکم و شک به فشار بالای داخل ابدومن باتوجه بهعدم امکان تعبیه کاتترهای معدهای و ادراری، مشاوره جراحی اورژانس درخواست شد که با حضور جراح و معاینه شکم، تشخیص شکم حاد مطرح شد که بیمار لاپاراتومی شد. لاپاراتومی حدوداً ۵/۱ ساعت طول کشید و در طی آن، جراح متوجه پارگی خلفی مثانه گشت و حدوداً ۱۰ لیتر نرمال سالین از ابدومن تخلیه شد. پارگی ترمیم گردید و امکان تعبیه بدون مشکل کاتترهای ادراری و معدی نیز فراهمآمد.
طی این ۵/۱ ساعت، مایع درمانی مناسب با رینگرلاکتات انجام گشت و علائم همودینامیک بیمار پایدار باقی ماند. بهعلاوه فشارخون بیمار به حد پایه بازگشت و اشباعاکسیژن شریانی نیز مجدداً ۱۰۰% شد.
پس از عمل جراحی و بسته شدن زخم لاپاراتومی ایزوفلوران وی قطع شد و پس از حدود نیمساعت از تجویز آخرین دوز آتراکوریوم، نفسهای خود به خودی بیمار آغاز شد که با تجویز نئوستیگمین ۰۴/۰ میلیگرم بر کیلوگرم و آتروپین ۰۲/۰ میلیگرم بر کیلوگرم اقدام به آنتاگونیزه کردن شلکننده عضلانی وی شد.سپس بیمار به بخش مراقبتهای ویژه فرستاده شد. در بخش مراقبتهای ویژه بیمار به مدت ۴۸ ساعت تحت مراقبت قرار گرفت و پس از اطمینان از پایدار بودن علائمحیاتی و وضعیت بالینی مناسب به بخش اورولوژی منتقل گردید.
بحث:
در جریان عمل جراحی رزکشن پروستات از طریق مجرا طیف گستردهای از عوارض میتواند ایجاد شود که عبارتند از: سندرم عمل جراحی رزکشن پروستات ترانسیورترال (بیقراری ، گیجی ، سردرد، تهوع و استفراغ، تشنج و کما)، قلبی - عروقی و تنفسی (افزایش فشارخون، تاکیکاردی، برادیکاردی، تاکیپنه، هیپوکسمی، ادمریه و افت فشارخون)، متابولیک و کلیوی (هیپوناترمی، هیپرگلایسیمی، همولیز و نارسایی حاد کلیه) و ترومایجراحی (پارگیمثانه، کپسولپروستات و احشاء) (۲-۳, ۶) . علائم بالینی پارگی مثانه که از عوارض نادر عمل جراحی رزکشن پروستات از طریق مجرا میباشد(میزان بروز ۷/۰%) به نوع بیهوشی بکار رفته بستگی دارد بهطوریکه در روشهای موضعی (اسپاینال و اپیدورال)اغلب بهصورت درد شکم در نواحی اطراف ناف همراه باانتشار به شانهها، برادیکاردی، کاهش هوشیاری، تهوع و استفراغ و افت فشارخون ظاهر میشود. در بیهوشی عمومی بسیاری از این علائم هشدار دهنده وجود ندارند (۷-۸) . علل احتمالی پارگی مثانه در طول رزکشن پروستات شامل: تلاشهای متعدد جهت برداشتن تومور، انقباض ناگهانی و مکرر ناشی از تحریک عصب ابتوراتور،اتساع بیش از حد مثانه و گسترش پارگی کپسول پروستات است (۹) . در مورد بیمار ذکر شده بهنظر تلاشهای مکرر توسط افرادی که تجربه لازم جهت کار با روش لیزری را نداشتند عامل اصلی پارگی مثانه باشد. مهمترین گام در مدیریت بیهوشی این بیماران تشخیص زودهنگام پارگی مثانه با استفاده از معاینه فیزیکی و علائم بالینی است (۲) . روش بیهوشی رایج در عمل جراحی رزکشن پروستات ترانسیورترال اسپاینال است ولی در بعضی از بیماران موجب احتباس ادراری و تاخیر در ترخیص بیماران میشود. در روش اسپاینال سطح بلوک تا T۱۰ لازم است (۲, ۸) . مزیت اصلی روش اسپاینال تشخیص زودرس هیپوناترمی، هیپرگلایسیمی و هیپرآمونمی مرتبط با در عمل جراحی رزکشن پروستات ترانسیورترال است زیرا کلیه حالات فوق با علائم مغزی شروع میشود که در یک بیمار هوشیار راحتتر قابل تشخیص است. مزیت دیگر تکنیک اسپاینال (در صورت بلوک کمتر از T۱۰ ) دست نخورده باقیماندن علامت کپسولر است که بهصورت درد حاد ناشی از پارگی ناگهانی کپسول پروستات ایجاد میشود (۴, ۱۰-۱۱) . در شرایطی مانند وجود کنتراندیکاسیون بیهوشی نخاعی، ناتوانی بیماردر خوابیدن به پشت و یا سرفه مداوم بیهوشی عمومی ارجح است. انتخاب راههوایی به فاکتورهای بیمار حین عمل بستگی دارد. با توجه بهاینکه وضعیت لیتوتومی در ترکیب با یک شیب سر به پایین میزان حجم جاری و ظرفیت باقی مانده عملکردی را کاهش داده و احتمال نارسایی معده را نیزافزایش میدهد استفاده از لوله تراشه روش مناسبتری میباشد هر چند کاربرد لارنژیال ماسک در بیماران انتخابی بهعنوان یک روش جایگزین قابل قبول است (۴) .
با توجه به موارد ذکر شده بهنظر میرسد کاربرد بیهوشی عمومی بهویژه با کمک لارنژیال ماسک در این بیمار انتخاب نامناسبی بودهاست و همین عامل بههمراه ترس از تهویه ناکافی ولیک هوا پس از ایجاد عارضه، متخصص بیهوشی را مجاب به گذاشتن لوله تراشه نمودهاست. افت اشباع اکسیژن شریانی حین عمل نیز میتواند ناشی از کاهش حجم جاری و ظرفیت باقیمانده عملکردی در وضعیت لیتوتومی باشد که پس از پارگی مثانه و تجمع مقادیر زیادی مایع (۱۰ لیتر نرمال سالین)در شکم تشدید یافته است. در گذشته برای انجام عملجراحی رزکشن پروستات ترانسیورترال از الکتروکوتر تک قطبی استفاده میشد(که عمق برش و کواگولاسیون به ولتاژ تعیین شده بستگی دارد). محدودیت اصلی این روش شامل عدمتوانایی کاربرد مایعات هادی الکتریکی از جمله نرمال سالین، خونریزی و جراحی طولانیمدت میباشد (۱۲) . برداشت پروستات با تکنیک دوقطبی انجام شدهاست که با آسیب بافتی کمتر، کاهش بروز سندرم عملجراحی رزکشن پروستات ترانسیورترال، مدت کاتترگذاری کمتر و ترخیص سریعتر از بیمارستان همراهاست (۱, ۱۳) . اثربخش بودن میزان انرژی، کاهش میزان خونریزی و بهبود میدان دید در حین جراحی از علل کاهش عوارض روش دوقطبی است (۸, ۱۲-۱۳) .
جدیدترین روش انجام عمل جراحی رزکشن پروستات ترانسیورترال استفاده از تکنیک زرکشن کواگولاسیون لیزری است. لیزرهای رایج عبارتند از:
Nd , YAG – YAG ، هولمیوم، KTP و اخیرا لیزر دیود ۹۸۰ نانومتر (۵) . مزایای استفاده از لیزر شامل: کاهش ریسک خونریزی ، امکان استفاده از سالین جهت شستشو، کاهش جذب مایعات و کاهش التهاب بافتی، امکان کاربرد بیهوشی عمومی و آرامبخشی برای اکثر بیماران (بهعلت کاهش عوارضی که در عمل جراحی رزکشن پروستات ترانسیورترال کلاسیک دیده میشود) و توانایی ادامه مصرف داروهای آنتیکواگولان در بیمارانی که در خطر عوارض ترومبوآمبولیک هستند. لیزر دیود ۹۸۰ نانومتر کم عارضهترین روش جراحی لیزر پروستات است که قدرت جذب بالایی در آب و هموگلوبین دارد و با حداکثر برش بافت بالاترین میزان هموستاز را اعمال میکند و تقریباً بدون خونریزی و جذب مایع ( سندرم عملجراحی رزکشن پروستات ترانسیورترال)میباشد (۳, ۵) مجاور نیز آسیب نمیرساند و با کمترین خونریزی و سوزش پس از عمل همراهاست (۵, ۱۳) .مهمترین اقدام تشخیص جهت پارگی مثانه انجام معاینه فیزیکی و توجه به علائم بالینی است .و در صورت شک به آن بلافاصله باید پروسیجر جراحی و دادن N۲O (در روش بیهوشیعمومی) قطع شود و ضمن کنترل درد بیمار اکسیژن کمکی تجویز گردد (۱۲) .
در بیمار مورد بررسی علل احتمالی پارگی مثانه( که از نوع خارج صفاقی بود) عبارتنداز:
۱) استفاده از سیستم پرفشار و push مایع (بهجای روش استفاده از ارتفاع مایع شستشو از سطح پروستات)
۲) تلاشهای متعدد جهت انجام پروسیجر
۳) تجربه کم افراد در کار با لیزر
۴) استفاده از روش بیهوشی عمومی که امکان تشخیص زودرس علائم را از بین میبرد
۵) استفاده از پوششهای زیاد روی بیمار و در معرض دید نبودن شکم و ناحیه عمل.
در مجموع توصیه میشود که در شرایط مشابه باید عوارض جانبی عمل جراحی رزکشن پروستات ترانسیورترال بیشتر از هر زمان دیگری مد نظر قرارگیرد و ضمن رعایت اصول پایهای تکنیک عمل جراحی رزکشن پروستات ترانسیورترال توسط گروه جراحی متخصص بیهوشی نیز آمادگی برخورد با عوارض احتمالی را داشته باشد که یکی از سادهترین این اقدامات استفاده از روش بیهوشی رژیونال بهجای بیهوشی عمومی برای تشخیص زودرس عوارض جراحی با کمک گرفتن از هوشیاری بیمار است.ضمنآ محاسبه نسبت مایع برگشتی به مایع استفاده شده در حین شستشو میتوانست در تشخیص عارضه کمککننده باشدزمینه
و هدف: اعمال جراحی ارتوپدی به دلیل ماهیت جراحی روی استخوان و مفاصل با درد پس از
عمل بالایی همراهند. استفاده از مخدرهای وریدی، عضلانی، داخل نخاعی و اپیدورال همگی
از روشهای کنترل درد پس از عمل هستند که دارای عوارض جانبی متعددی میباشند. تجویز
منیزیوم داخل نخاعی با بلوک گیرنده آن "متیلدیآسپارتات" باعث کاهش درد
پس از عمل میشود، بدون آنکه با افزایش عوارض جانبی همراه باشد. هدف از انجام این مطالعه
تعیین تاثیر اضافه کردن سولفات منیزیوم به لیدوکائین-اپینفرین داخل نخاعی در مدت
بیدردی پس از عمل، در جراحیهای ارتوپدی اندام تحتانی است.
مواد و
روشها: این مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی دوسوکور در بیماران کاندید عمل ارتوپدی
اندام تحتانی انجام شدهاست. برای این منظور ۱۵۶ بیمار به دو گروه تقسیم شدند، که یک
گروه سولفات منیزیوم همراه با لیدوکائین-اپینفرین و گروه دیگر لیدوکائین-اپینفرین
همراه با آب مقطر بهعنوان پلاسبو دریافت نمود. مدت زمان بی دردی براساس فاصله زمانی
درخواست مسکن توسط بیمار از زمان تزریق دارو، درد بیماران براساس مقیاس دیداری درد
و میزان پتیدین مصرفی در دو گروه محاسبه شد. اطلاعات توسط نرمافزار آماری SPSS ۱۲ آنالیز
گردید.
یافته ها: در مطالعه ما میانگین سنی بیماران در دو گروه درمانی و کنترل به ترتیب ۵/۷±۳۴ و ۱/۸±۹/۳۱ سال بود. میانگین مدت زمان بی دردی در گروه درمانی ، ۷/۲۹±۷/۱۴۳ دقیقه و در گروه کنترل، ۱/۱۸± ۹/۱۰۰ دقیقه بود که مدت زمان بیدردی بهطور معنیداری در گروه سولفات منیزیوم طولانیتر از گروه کنترل بودهاست. میزان درد بیماران براساس مقیاس دیداری درد در گروه سولفات منیزیوم ۳۶/۰±۹/۳ و در گروه کنترل ۳۵/۰ ± ۶۵/۵ بود، که بهطور معنیداری در گروه سولفات منیزیوم، کمتر از گروه کنترل بوده است (۰۰۰/۰=P). میانگین پتیدین مصرفی در گروه سولفات منیزیوم ۲۴/۶ ±۱۵ میلیگرم و در گروه کنترل ۲۷/۶ ±۳۳ میلیگرم بود که از نظر آماری معنیدار بود (۰۰۰/۰=P.
نتیجه گیری: سولفات منیزیوم همراه با لیدوکائین موجب کاهش درد پس از عمل بیشتری در مقایسه با لیدوکائین تنها میشود.زمینه و هدف: روش اداره چند
وجهی برای بهبود درد پس از عمل پیشنهاد میشود. پرهگابالین
بعنوان یک آنالوگ گاما آمینوبوتیریک اسید نشان داده شدهاست که اثرات تسکینی بر
درد پس از عمل دارد. این مطالعه تصادفی شده دوسو کور اثر پیش درمانی با پره گابالین
را بر درد و مصرف مخدر پس از عمل در بیماران تحت اعمال جراحی الکتیو ارتوپدی مورد
ارزیابی قرار داده است.
مواد و روشها: ۶۰ بیمار با کلاس انجمن
بیهوشی امریکا ۱ یا ۲ که کاندید اعمال جراحی الکتیو ارتوپدی تحت بیحسی نخاعی
بودند، بهصورت تصادفی در ۲ گروه قرار گرفتند.
گروه اول، ۳۰۰ میلیگرم پره گابالین و گروه ۲ کپسول دارونما
دریافت میکردند. پمپ کنترل کننده بیدردی با کنترل بیمار آماده
شده با سوفنتانیل جهت درد پس از عمل به هر ۲ گروه متصل میشد. نمره بندی عددی درد،
مصرف مخدر و عوارض جانبی نظیر تهوع بهمدت ۱۲
ساعت پس از عمل ثبت گردید. (۰/۰۵> P) معنی دار تلقی میشد.
یافتهها: مقیاس دیداری درد در ریکاوری، ۶ و ۱۲ ساعت پس از عمل در گروه پره گابالین به میزان قابل ملاحظه ای کمتر از گروه دارونما بود (۰/۰۵> P). مصرف پتیدین هم به شکل معنی داری در گروه پره گابالین کمتر بود (۰/۰۵> P)
نتیجه گیری: تجویز تک دوز خوراکی
۳۰۰ میلیگرم پرهگابالین
یکساعت قبل از اعمال جراحی انتخابی ارتوپدی تحت بیحسی نخاعی، درد و مصرف مخدر پس
از عمل را کاهش میدهد.
چکیده
زمینه و هدف: استئوژنز ایمپرفکتا یک بیماری اتوزومال غالب بافت همبند غیرشایع با درگیری در ساخت کلاژن نوع ۱است. این مقاله گزارش مورد مبتلا به استئوژنز ایمپرفکتا کاندید جراحی ساق پا، که بهدنبال اجرای ناموفق بیحسی نخاعی، تحت بیهوشی عمومی با استفاده از ماسک حنجرهای قرار گرفت. اداره بیهوشی بیمار بدون مشکل و بهخوبی صورت پذیرفت.
معرفی بیمار: بیمار آقای ۴۵ ساله، با وزن ۳۵ کیلوگرم و قد ۱۳۲ سانتیمتر مورد شناخته شده استئوژنز ایمپرفکتا بودهاست که کاندید جراحی پلاکگذاری ساق پای چپ بهدنبال شکستگی بودهاست و تا کنون بهدلیل مشکلات استخوانی قادر به راه رفتن نبودهاست. بهعلت آناتومی خاص فک تحتانی و جلوزدگی آن، وضعیت نامناسب مهرههای کمری بهدلیل انحنای شدید ستون فقرات و محدودیت در دراز کشیدن، کاندید انجام بیهوشی موضعی بهشیوه بیحسی نخاعی شد که متاسفانه موفقیتآمیز نبود. پس از آن بیهوشی عمومی با روش نگهدارنده وریدی و حفظ راههوایی با ماسک حنجرهای انجام شد که بدون عارضه و با موفقیت بود و بیمار بعد از جراحی کاملا هوشیار با حال عمومی خوب به ریکاوری منتقل شد و بعد از سه روز از بیمارستان مرخص شد.
چکیده
زمینه و هدف: استئوآرتریت زانو شایعترین بیماری مفصلی است. ضعف عضلات دورکننده ران در بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو گزارش شدهاست. هدف این مطالعه مقایسه دو روش درمانی، تقویت عضلات دورکننده چهارسر ران و تقویت چهار سر ران بهتنهایی بر درد و عملکرد زنان مبتلا به استئوآرتریت زانو است.
مواد و روشها: ۳۴ آزمودنی بهطور تصادفی در گروه هیپ یا گروه چهارسر ران قرار گرفتند. گروه هیپ تمرینات تقویتی عضلات دورکننده و چهارسر ران انجام دادند، درحالیکه گروه چهارسر فقط تمرینات تقویتی عضلات چهارسر (۳ بار در هفته و مدت ۸ هفته) انجام میدادند. درد با مقیاس رتبهبندی عددی و عملکرد زانو با ومک، آزمون تعادل یک پا و آزمون TUG قبل و بعد از مداخله مورد ارزیابی قرار گرفت. آزمون آماری تحلیل واریانس اندازههای تکراری، آزمون تی همبسته برای مقایسه درون گروهی و بین گروهی مورد استفاده قرار گرفت.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که در میانگین نمرات متغیرهای درد، عملکرد حرکتی، تعادل در هر دو گروه و اجرای عملکردی TUG در گروه هیپ قبل و بعد از مداخله تمرینی اختلاف معنیدار مشاهده شد (۰۵/۰P<). مقایسه میانگین نمرات TUG گروه چهارسر نشان داد که بین این نمرات، قبل و بعد از مداخله تمرینی اختلاف معنیدار مشاهده نشد (۰۵/۰P>). نتایج آزمون تحلیل واریانس اندازههای تکراری نشان داد میانگین نمرات متغیرهای درد، تعادل و آزمون عملکردی TUG گروه هیپ بهطور معنیداری بهتر از گروه چهاسر بود (۰۵/۰P<) اگرچه در شاخص عملکرد حرکتی این میزان از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: تقویت عضلات دورکننده چهارسر ران در کاهش درد، بهبود عملکرد، تعادل و اجرای عملکردی زنان مبتلا به استئوآرتریت زانو موثرتر از تقویت عضلات چهارسر ران به تنهایی بود.
زمینه و هدف: بلوک عصبی زیر استخوان ترقوه روشی برای ایجاد ب یحسی و ب یدردی در اندام فوقانی م یباشد که م یتواند تحت راهنمایی
تحریک عصب و یا سونوگرافی انجام گیرد. یکی ازعوارضی که برای این روش وجود دارد، مسمومیت به دلیل تزریق داخل عروقی داروی ب یحسی
م یباشد که ریسک آن با تزریق تحت راهنمایی سونوگرافی کاهش م ییابد.
معرفی بیمار: بیمار ۵۲ ساله که به دلیل وجود عروق غی رطبیعی ناحیه زیر ترقوه که در سونوگرافی دیده نشد، دچار تشنج به دنبال بلوک با
داروی ب یحسی موضعی لیدوکائین گردید که تحت درمان با باربیتورات قرار گرفت و پس از ی ک روز مرخص شد.
واژ ههای کلیدی: راهنمایی سونوگرافی، بلوک زیر استخوان ترقوه، مسمومیت سیستمیک، ب یحس کننده موضعی
زمینــه و هــدف: توبــروس اســکلروزیس یــک بیمــاری اتوزومــال غالــب اســت کــه بــا ضایعــات هامارتوماتــوز در ارگانهــای مختلف مشــخص می شــود. ایــن مقالــه گــزارش مــورد مبتــلا بــه توبــروس اســکلروزیس کاندیــد جراحــی فمــور مــی باشــد که تحــت بیهوشــی عمومی قــرار گرفــت. اداره بیهوشــی بیمــار بــدون مشــکل و بخوبــی صــورت پذیرفت. ســانتی متــر مــورد شــناخته شــده توبــروس اســکلروزیس دچار عقــب ماندگی ۱۶۲ کیلوگــرم و قــد ۴۸ســاله بــا وزن ۴۴ معرفــی بیمــار: بیمــار اقــای ذهنــی و تشــنج های مکــرر تحــت درمــان دارویــی و مشــکلات ادراری ســاکن اسایشــگاه معلولیــن کــه جهــت انجــام جراحــی فیکساســیون فمــور مراجعــه نمــوده بــود. پــس از ویزیــت قبــل از عمــل و انجــام اقدامــات لازم بیمــار تحــت بیهوشــی عمومــی بــا انتوباســیون داخــل تراشــه قــرار گرفــت و جــرای بیمــار بــدون عارضــه و بــا موفقیــت انجــام شــد. بیمــار بعــد از جراحــی کامــلا هوشــیار بــا حــال عمومــی خــوب منتقــل ریــکاوری و بعــد از ســه روز مرخــص شــد.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بیهوشی و درد می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 CC BY-NC 4.0 | Anesthesiology and Pain
Designed & Developed by : Yektaweb