جستجو در مقالات منتشر شده


۱۹ نتیجه برای نادری

عباس صدیقی نژاد، بهرام نادری نبی، محمد حقیقی، علی محمدزاده جوریابی، ولی ایمان طلب، علی میرمنصوری، حسین خوشرنگ،
دوره ۲، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۰ )
چکیده

زمینه و هدف: هم اکنون روشهای مختلفی برای ایجاد بی دردی بعد از عمل وجود دارد مثل تزریق مخدرهای وریدی یا
که هر یک دارای مزایا و PCA عضلانی، استفاده از داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی (عضلانی ،وریدی یا رکتال ) و
معایبی می باشند. یکی دیگر از روش های ایجاد بی دردی قرار دادن کاتتر اپی دورال و تزریق مداوم داروهایی مثل مخدر و یا
بی حس کننده های موضعی است.هدف از این پژوهش مقایسه تزریق داخل نخاعی ترکیب دو داروی سوفنتانیل و مورفین
برای کنترل درد بعد از عمل جراحی لاپاراتومی است
که کاندید عمل جراحی لاپاراتومی شده بودند بصورت تصادفی در دو گروه آزمون و ASA I-III مواد و رو ش: ۴۰ بیمار
۰ میلی گرم مورفین و ۵ میکروگرم سوفنتانیل / شاهد قرار گرفتند. در یک گروه قبل از انجام بیهوشی عمومی با ترکیب ۳
تحت بی حسی اسپاینال قرار گرفتند و گروه دیگر فقط تحت بیهوشی عمومی قرار گرفتند. در پایان عمل نمره درد با معیار
۶ و ۱۲ ساعت اول بعد از عمل و همچنین میزان مصرف مخدر در ۲۴ ساعت اول بعد از عمل مورد (VAS) بصری درد
و آزمون های آماری مجذور کای و تی مورد سنجش قرار گرفت
SPSS ارزیابی قرار گرفت و اطلاعات با نرم افزار ۱۶
یافته ها: در میان یافته ها، تفاوت آماری معنی داری بین میانگین نمره درد ساعت ۶ و ساعت ۱۲ در گروه شاهد و گروه
مداخله وجود داشت. به طوری که نمره درد در گروه مداخله کمتر بود. همچنین کل مصرف مورفین در ۲۴ ساعت بعد از
عمل در گروه شاهد بیشتر و در گروه مداخله کمتر بود که تفاوت معن یداری با هم داشتند.
نتیجه گیری: تزریق ترکیب دو مخدر سوفنتانیل و مورفین بصورت داخل نخاعی قبل از انجام بیهوشی عمومی باعث
کنترل بهتر درد بعد از عمل و کاهش میزان مخدر مصرفی در ۲۴ ساعت اول بعد از عمل می شود.


عباس صدیقی نژاد، محمد حقیقی، سیروس امیرعلوی، بهرام نادری نبی، علی محمدزاده، مجید نکوفرد، محسن آباد،
دوره ۲، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۰ )
چکیده

زمینه و هدف: پروپوفول یکی از شایع­ترین داروهایی است که در طی القای بیهوشی مورد استفاده قرار می­گیرد و درد ناشی از تزریق وریدی پروپوفول از مهمترین عوارض این دارو محسوب می­گردد. لذا داروها و روش­های بسیاری جهت کاهش این عارضه مورد بررسی قرارگرفته­اند.در این مطالعه اثر داروهای آلفنتانیل، سولفات منیزیم و کتامین در کاهش درد ناشی از تزریق وریدی پروپوفول مورد مقایسه قرار گرفته­است.
روش بررسی: مطالعه حاضربصورت مقطعی مقایسه­ای بر روی ۲۲۰ بیمار تحت اعمال جراحی ارتوپدی در بیمارستان پورسینای رشت انجام گردیده­است. میزان شدت درد بدنبال تزریق وریدی پروپوفول پس از استفاده از پیش داروهای مورد مطالعه با استفاده ازمعیار نمره­دهی درد (VAS) مورد اندازه­گیری قرار گرفت.یافـته‌ها با استفـاده از نرم‌افزار  SPSS شماره ۱۶ و تحت آزمون­های  مربع کای،  PostHocوآنوا  تحت تحلیل و بررسی قرار گرفت.
یافته­ها: مشخصات جمعیتی در چهارگروه تفاوت معنی­داری با هم نداشت. پس از بررسی داده­ها و با استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس آنوا مشخص گردید که تفاوت معنی­داری بین نمره درد پس از تزریق پروپوفول در گروه­های مورد مطالعه دیده می­شود.با استفاده از آزمون تعقیبی PostHoc(ترکیه) مشخص گردید که نمره درد در گروه سرم نمکی با دیگر گروه­ها دارای اختلاف آماری معنی­داری بوده است ( مقدار Pکمتر از ۰۰۰۱/۰) ودیگر گروه­ها با یکدیگر تفاوت آماری معنی­داری نداشتند.
نتیجه­گیری:به نظر می‌رسد علی­رغم کاهش درد ناشی از تزریق وریدی پروپوفول توسط سه پیش داروی مورد مطالعه، ارجحیتی برای هیچ کدام از آنها نمی­توان در نظر گرفت


عباس صدیقی نژاد، محمد حقیقی، حسین اتحاد، بهرام نادری-نبی،
دوره ۲، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۰ )
چکیده

موردی را که به معرفی آن می پردازیم شکل وراثتی از متهموگلوبینمی است که در حین بیهوشی یک بیمار ۳۶ ساله با وجود کاهش بارز
دراشباع اکسیژن خون شریانی در پالس اکسی متری و یک نمونه طبیعی از گاز خون شریانی به ان مشکوک شده و سایر اقدامات تشخیصی
درمانی جهت تشخیص قطعی و درمان این بیماری صورت پذیرفت.


احمد رضا میربلوک، بهرام نادری نبی*، کامران اسدی، محمد حقیقی، محمدصادق موسوی، سپهر ساغری،
دوره ۴، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۲ )
چکیده


عباس صدیقی نژاد، بهرام نادری نبی، محمد حقیقی، علیرضا کرد، مهدی علیزاده، محمدصدیق کرمی، گلاره بی آزار،
دوره ۴، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۲ )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از شایع‌ترین اعمال جراحی، هموروئیدکتومی است و چون ناحیه آناتومیک کانال آنال (محل عمل)، توسط اعصاب متعددی عصب‌دهی می‌شود، درد از مشکلات شایعی است که بیماران بعد از این عمل جراحی، با آن مواجه می‌باشند. بنابراین کنترل درد پس از عمل این بیماران، تاثیر بسزایی در کاهش عوارض و مشکلات بیمار و افزایش رضایتمندی آنان دارد(۲و۱). در این مطالعه اثر بلوک پری‌آنال با بوپیواکائین در کاهش درد پس از هموروئید کتومی، مورد بررسی قرار گرفته است. مواد و روش‌ها: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی دو سویه می‌باشد که در آن بیماران تحت عمل جراحی هموروئیدکتومی بصورت تصادفی به دو گروه دریافت کننده بلوک پری‌آنال با بوپیواکائین ۰/۲۵% پس از عمل و گروه شاهد (بدون انجام بلوک) تقسیم شدند و از نظر درد پس از عمل (براساس معیار VAS)، تهوع و استفراغ بعد از عمل ، مدت زمان بی‌دردی بعد از عمل و نیز میزان رضایتمندی بیماران (به صورت خوب، متوسط، بد)، مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته‌ها: بین دو گروه مطالعه و گروه کنترل، از نظر خصوصیات دموگرافیک مانند سن (۷۹۶/۰p=) و جنس (۶۰۵/۰p=) تفاوت آماری معنی‌داری وجود نداشته است. اما بین این دو گروه از نظر تغییرات میانگین درد پس از عمل ( بر مبنای معیار VAS)، میانگین میزان داروی پتیدین دریافتی، میزان تهوع و استفراغ پس از عمل (VDS) و درصد رضایتمندی بیماران، در مقاطع زمانی مختلف و نیز مدت زمان بی‌دردی پس از عمل تفاوت آماری معنی‌داری وجود داشته است. (۰۰۰۱/۰ p=). نتیجه‌گیری: انجام بلوک پری‌آنال با بوپیواکائین در افراد کاندید جراحی هموروئید کتومی، بطور موثری باعث کاهش درد پس از عمل در بیماران گروه مطالعه در مقایسه با بیماران گروه کنترل می‌شود.
بهرام نادری نبی، عباس صدیقی نژاد، محمد حقیقی، محمد صدیق کرمی، امیرحسین فتحی، مریم پوررضا،
دوره ۵، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه و هدف:

کنترل درد حاد پس از عمل برای جلوگیری از ایجاد درد مزمن ضروری می­باشد. پره­گابالین به­عنوان یک آنالوگ گاماآمینوبوتیریک­اسید ( GABA ) دارای اثرات آنالژزیک روی درد حاد پس از جراحی است. پره­گابالین عوارض جانبی اندکی داشته و سریعاً از راه خوراکی جذب می­شود. هدف از این مطالعه بررسی اثر آنالژزیک تک دوز پره­گابالین خوراکی پس از اعمال جراحی ارتوپدی است.

مواد و روش­ها :

در این مطالعه ۶۰ بیمار کاندید اعمال جراحی ارتوپدی تحت آنستزی اسپاینال به­صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. برای گروه مداخله، پره­گابالین خوراکی ۱۵۰ میلی­گرم و برای گروه کنترل، دارونما یک­ساعت قبل از جراحی تجویز شد. بیماران از نظر شدت درد براساس معیار دیداری درد ( VAS ) و میزان دریافت داروی مخدر در ۱۲ ساعت پس از عمل جراحی تحت بررسی قرارگرفتند. در صورت معیار دیداری درد بالاتر از ۴، پتیدین وریدی ۵/۰ میلی­گرم بر کیلوگرم تزریق گردید.

یافته­ها :

اختلاف آماری معنی­داری بین داده­های دو گروه وجود داشت. نمره درد بیماران براساس معیار دیداری درد در گروه پره­گابالین در مقاطع زمانی ریکاوری و ساعت ۶ و ۱۲ پس از عمل پایین­تر از گروه کنترل بود(۰۵/۰> P ). همچنین میزان مصرف پتیدین وریدی در گروه پره­گابالین کمتر از گروه کنترل بود (۰۰۱/۰ P= ).

نتیجه­گیری :

تجویز تک­دوز ۱۵۰ میلی­گرم پره­گابالین خوراکی یک­ساعت قبل از اعمال جراحی ارتوپدی تحت بی­حسی نخاعی به­طور محسوسی موجب کاهش درد پس از عمل و کاهش نیاز به داروهای مخدر می­گردد
ولی ایمان طلب، محمد حقیقی، عباس صدیقی نژاد، بهرام نادری، محمدصدیق کرمی، کمال جمالی،
دوره ۵، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۳ )
چکیده

  بیمار آقای ۶۹ ساله مبتلا به بزرگی خوش خیم پروستات ( BPH ) که کاندیدای عمل ­ جراحی رزکشن پروستات ترانس­یورترال ( TURP ) با لیزر دیود ۹۸۰ نانومتر بود، که در بیمارستان بستری شد. پس از شروع بیهوشی، عمل جراحی وی بدون مشکل آغاز گردید و عمل حدود یک­ساعت به­طول انجامید، در حوالی پایان عمل، تیم جراحی متوجه دیستانسیون شکم شد که با مشاوره جراحی، کاندید لاپاراتومی با تشخیص شکم حاد گردید. و بیمار تحت لاپاراتومی قرار گرفت که در حین لاپاراتومی مشخص شد که بیمار دچار پارگی خارج صفاقی مثانه شده­است. پس از ترمیم پارگی، بیمار به بخش مراقبت­های ویژه بیمارستان ( ICU ) برای پایش قلبی تنفسی منتقل شد و پس از ۴۸ ساعت از ­بخش مراقبت­های ویژه ترخیص شده و به بخش اورولوژی منتقل گردید.

مقدمه: عمل جراحی رزکشن پروستات ترانس­یورترال استاندارد طلائی درمان بزرگی خوش خیم پروستات است که با چندین عارضه حین و بعد از عمل همراه است (۱-۲) . عوارض حین عمل این جراحی موارد ذیل را شامل می­شود: سندرم عمل جراحی رزکشن پروستات ترانس­یورترال (اختلالات عصبی ناشی از کاهش سطح سدیم خون که در اثر جذب بیش از حد مایع شستشو ایجاد می­شود)، افزایش فشارخون سیستمیک، برادیکاردی، ادم­ریوی در بیماران دچار ضعف عملکرد بطن چپ، پارگی کپسول پروستات، پارگی مثانه و احشاء. برای این عمل جراحی از بیهوشی عمومی یا موضعی استفاده می­شود (۳) . سایر درمان­های با حداقل تهاجم شامل استنت­گذاری پروستات (در بیمارانی که جراحی پرخطر دارند) و پروستاتکتومی با لیزر است که مزایای تخریب با لیزر شامل مدت زمان کوتاه عمل (کمتر از ۲۰ دقیقه) و عدم وجود خونریزی حوالی عمل است (۲) . لیزر دیود ۹۸۰ نانومتر یکی از ابزارهای جدید به­کار گرفته­شده برای درمان بزرگی­ خوش­خیم پروستات می­باشد که پس از استفاده روزافزون آن در دنیا، اکنون در ایران نیز استفاده از آن توسط متخصصین اورولوژی رو به افزایش است. عمل ­ جراحی رزکشن پروستات ترانس­یورترال با لیزر دیود ۹۸۰ نانومتر علاوه براینکه روش جراحی موثر در درمان و بهبودی بزرگی خوش­خیم پروستات می­باشد. حداقل تهاجم بافتی را دارد و با موربیدتی اندکی نسبت به سایر روش­ها همراه­است (۴) . مثانه ارگانی است که اغلب در معرض آسیب­های درمانی (ایاتروژنیک ) قرار دارد.رایج­ترین شکل این آسیب­ها پارگی تمام ضخامت مثانه است. آسیب خارجی (اکسترنال) مثانه اغلب در اعمال جراحی زنان و مامائی، جراحی­های عمومی و اورولوژیک اتفاق می­افتد. آسیب داخلی (اینترنال) به­طور شایع درجریان عمل جراحی رزکشن پروستات ترانس­یورترال رخ می­دهد. پارگی­های مثانه به دو صورت داخل و خارج صفاقی ایجاد می­شوند که نوع خارج صفاقی شایع­تر است (۳, ۵) .

معرفی بیمار:

بیمار آقای ۶۹ ساله مبتلا به بزرگی خوش­خیم پروستات برای رزکشن پروستات از طریق پیشابراه به کمک لیزر دیود به اتاق عمل بیمارستان ارجاع شده بود. در معاینه بیمار حرکات سر و گردن نرمال و بدون محدودیت داشت. مالاپاتی II داشت و بدون دندان بود ( دندانهای مصنوعی وی قبلاً خارج شده بودند). در معاینه قفسه سینه، حرکات در هنگام تنفس، قرینه بود و سمع ریه­ها پاک و سمع قلب وی نرمال بدون سونل و صدای اضافه بود. معاینه اندام­ها تون عضلانی و قدرت نرمال داشتند. بیمار از نظر فعالیت بدنی در وضعیت خوبی به­سر می­برد و ۴ MET= (توانائی متابولیکی) را کسب می­کرد (دو طبقه پله را بدون احساس ناراحتی با سرعتی عادی بالا می­رفت). اندکس توده بدن( BMI ) بیمار ۲۳ بود و درجه حرارت اگزیلاری وی ۳۷ درجه سانتی­گراد و ۷۰/۱۱۰= فشار­خون و ضربان­قلب =۷۰ داشت. در عکس قفسه سینه به­جز کلسیفیکاسیون مختصر قوس آئورت نکته مثبتی نداشت و اندکس سایز قلب کمتر از یک داشت. در اکوکاردیوگرافی، یافته مثبتی نداشت و کسر جهشی بطن چپ ۵۰%-۴۰% و نارسائی میترال مختصر گزارش شد. آزمایش­های قبل از عمل جراحی بیمار نیز در حد نرمال گزارش گردیدند. بیمار اعتیاد به دارو، سیگار، الکل یا ماده مخدر نداشت.

بیمار ساعت ۱۲ شب قبل از عمل جراحی قرص متوکلوپرامید (۱۰میلی­گرم) و رانیتیدین (۱۵۰ میلی­گرم) دریافت کرده بود و برای آرام­بخشی، پیش­دارو نخورده بود. در اتاق عمل، پس از مانیتورینگ روتین شامل: الکتردکایوگرام، اندازه­گیری غیر تهاجمی فشارخون، پالس­اکسیمتری و دی­اکسیدکربن بازدمی حدوداً ۳۰۰ میلی­لیتر نرمال سالین ۹/۰% دریافت نمود. بیمار ۱۲۵ ماکروگرم فنتانیل گرفت و نیز ۶ لیتر اکسیژن ۱۰۰ % . القاء بیهوشی با ۲ میلی­گرم بر کیلوگرم پروپوفول فراهم شده و پس از اینکه پاسخ کلامی و چشمی به تحریکات از بین رفت، ۵/۰ میلی­گرم بر کیلوگرم آتراکوریوم تجویز شد و لارنژیال ماسک شماره ۴ تعبیه گردید و با مد تهویه کنترله اجباری توسط ماشین بیهوشی ونتیله شد و ازایزوفلوران با غلظت ۱% جهت نگهدارنده بیهوشی استفاده شد.

عمل جراحی وی آغاز گردید و به­دلیل آموزشی بودن مورد، عمل­جراحی لیزر با تلاش­های متعدد توسط اورولوژیست­های مختلف جهت دیدن مثانه و پروستات و پیشابراه انجام شد. جهت اتساع مثانه و شستشوی خون، از مایع نرمال سالین ۹/۰ % استفاده شد و به­جای استفاده از ظرف شستشو و نصب آن در ارتفاع ۴۰ سانتی­متر از شیر ورود مایع توسط دستگاه لاپاراسکوپی استفاده گردید که فشار ۲۰۰ سانتی­متر آب را برای ورود مایع ایجاد می­کرد.

  آتراکوریوم تا پایان عمل، هر نیم­ساعت ۱۰ میلی­گرم تجویز شد. تا پایان عمل جراحی رزکشن پروستات ترانس­یورترال، همودینامیک بیمار پایدار بود ولی فشارخون وی ۲۰ % افزوده­شد واشباع­اکسیژن شریانی وی از ۱۰۰ % به ۹۶ % کاهش یافت.

پس از یک ساعت، عمل جراحی رزکشن پروستات ترانس­یورترال با لیزر به پایان رسید و تیم جراحی در صدد تعبیه کاتتر ادراری فولی برای بیمار برآمد ولی علی­رغم تلاش­های متعدد این امر میسر نمی­شد. ناگهان در زیر شان­های استریل جراح، متوجه اتساع شکم بیمار گردید و از متخصص بیهوشی خواست که علت را بررسی کند . متخصص بیهوشی با شک به نامناسب بودن جایگذاری لارنژیال ماسک جهت ونتیلاسیون بیمار و با توجه به افت اشباع اکسیژن شریانی به ۹۶% و احتمال لیک هوا و انتشار اکسیژن به داخل مری و اتساع شکم، لارنژیال ماسک را با لوله تراشه کاف­دار شماره ۸ جایگزین کرد ولی این امر تغییری در اشباع اکسیژن شریانی بیمار به­وجود نیاورد. جهت خروج هوای احتمالی و رفع انسداد شکم، متخصص بیهوشی اقدام به تعبیه لوله بینی- معده­ای نمود که علی­رغم تلاش­های متعدد، تعبیه آن ناموفق بود. پس از معاینه مجدد شکم و شک به فشار بالای داخل ابدومن باتوجه به­عدم امکان تعبیه کاتترهای معده­ای و ادراری، مشاوره جراحی اورژانس درخواست شد که با حضور جراح و معاینه شکم، تشخیص شکم حاد مطرح شد که بیمار لاپاراتومی شد. لاپاراتومی حدوداً ۵/۱ ساعت طول کشید و در طی آن، جراح متوجه پارگی خلفی مثانه گشت و حدوداً ۱۰ لیتر نرمال سالین از ابدومن تخلیه شد. پارگی ترمیم گردید و امکان تعبیه بدون مشکل کاتترهای ادراری و معدی نیز فراهم­آمد.

طی این ۵/۱ ساعت، مایع درمانی مناسب با رینگرلاکتات انجام گشت و علائم همودینامیک بیمار پایدار باقی ماند. به­علاوه فشارخون بیمار به حد پایه بازگشت و اشباع­اکسیژن شریانی نیز مجدداً ۱۰۰% شد.

پس از عمل جراحی و بسته شدن زخم لاپاراتومی ایزوفلوران وی قطع شد و پس از حدود نیم­ساعت از تجویز آخرین دوز آتراکوریوم، نفس­های خود به خودی بیمار آغاز شد که با تجویز نئوستیگمین ۰۴/۰ میلی­گرم بر کیلوگرم و آتروپین ۰۲/۰ میلی­گرم بر کیلوگرم اقدام به آنتاگونیزه کردن شل­کننده عضلانی وی شد.سپس بیمار به بخش مراقبت­های ویژه فرستاده شد. در بخش مراقبت­های ویژه بیمار به مدت ۴۸ ساعت تحت مراقبت قرار گرفت و پس از اطمینان از پایدار بودن علائم­حیاتی و وضعیت بالینی مناسب به بخش اورولوژی منتقل گردید.

بحث:

در جریان عمل جراحی رزکشن پروستات از طریق مجرا طیف گسترده­ای از عوارض می­تواند ایجاد شود که عبارتند از: سندرم عمل جراحی رزکشن پروستات ترانس­یورترال (بی­قراری ، گیجی ، سردرد، تهوع و استفراغ، تشنج و کما)، قلبی - عروقی و تنفسی (افزایش فشارخون، تاکیکاردی، برادیکاردی، تاکی­پنه، هیپوکسمی، ادم­ریه و افت فشارخون)، متابولیک و کلیوی (هیپوناترمی، هیپرگلایسیمی، همولیز و نارسایی حاد کلیه) و ترومای­جراحی (پارگی­مثانه، کپسول­پروستات و احشاء) (۲-۳, ۶) . علائم بالینی پارگی مثانه که از عوارض نادر عمل جراحی رزکشن پروستات از طریق مجرا می­باشد(میزان بروز ۷/۰%) به نوع بیهوشی بکار رفته بستگی دارد به­طوریکه در روش­های موضعی (اسپاینال و اپیدورال)اغلب به­صورت درد شکم در نواحی اطراف ناف همراه باانتشار به شانه­ها، برادیکاردی، کاهش هوشیاری، تهوع و استفراغ و افت فشارخون ظاهر می­شود. در بیهوشی عمومی بسیاری از این علائم هشدار دهنده وجود ندارند (۷-۸) . علل احتمالی پارگی مثانه در طول رزکشن پروستات شامل: تلاش­های متعدد جهت برداشتن تومور، انقباض ناگهانی و مکرر ناشی از تحریک عصب ابتوراتور،اتساع بیش از حد مثانه و گسترش پارگی کپسول پروستات است (۹) . در مورد بیمار ذکر شده به­نظر تلاش­های مکرر توسط افرادی که تجربه لازم جهت کار با روش لیزری را نداشتند عامل اصلی پارگی مثانه باشد. مهمترین گام در مدیریت بیهوشی این بیماران تشخیص زودهنگام پارگی مثانه با استفاده از معاینه فیزیکی و علائم بالینی است (۲) . روش بیهوشی رایج در عمل جراحی رزکشن پروستات ترانس­یورترال اسپاینال است ولی در بعضی از بیماران موجب احتباس ادراری و تاخیر در ترخیص بیماران می­شود. در روش اسپاینال سطح بلوک تا T۱۰ لازم است (۲, ۸) . مزیت اصلی روش اسپاینال تشخیص زودرس هیپوناترمی، هیپرگلایسیمی و هیپرآمونمی مرتبط با در عمل جراحی رزکشن پروستات ترانس­یورترال است زیرا کلیه حالات فوق با علائم مغزی شروع می­شود که در یک بیمار هوشیار راحت­تر قابل تشخیص است. مزیت دیگر تکنیک اسپاینال (در صورت بلوک کمتر از T۱۰ ) دست نخورده باقی­ماندن علامت کپسولر است که به­صورت درد حاد ناشی از پارگی ناگهانی کپسول پروستات ایجاد می­شود (۴, ۱۰-۱۱) . در شرایطی مانند وجود کنتراندیکاسیون بیهوشی نخاعی، ناتوانی بیماردر خوابیدن به پشت و یا سرفه مداوم بیهوشی عمومی ارجح است. انتخاب راه­هوایی به فاکتورهای بیمار حین عمل بستگی دارد. با توجه به­اینکه وضعیت لیتوتومی در ترکیب با یک شیب سر به پایین میزان حجم جاری و ظرفیت باقی مانده عملکردی را کاهش داده و احتمال نارسایی معده را نیزافزایش می­دهد استفاده از لوله تراشه روش مناسب­تری می­باشد هر چند کاربرد لارنژیال ماسک در بیماران انتخابی به­عنوان یک روش جایگزین قابل قبول است (۴) .

با توجه به موارد ذکر شده به­نظر می­رسد کاربرد بیهوشی عمومی به­ویژه با کمک لارنژیال ماسک در این بیمار انتخاب نامناسبی بوده­است و همین عامل به­همراه ترس از تهویه ناکافی ولیک هوا پس از ایجاد عارضه، متخصص بیهوشی را مجاب به گذاشتن لوله تراشه نموده­است. افت اشباع اکسیژن شریانی حین عمل نیز می­تواند ناشی از کاهش حجم جاری و ظرفیت باقی­مانده عملکردی در وضعیت لیتوتومی باشد که پس از پارگی مثانه و تجمع مقادیر زیادی مایع (۱۰ لیتر نرمال سالین)در شکم تشدید یافته است. در گذشته برای انجام عمل­جراحی رزکشن پروستات ترانس­یورترال از الکتروکوتر تک قطبی استفاده می­شد(که عمق برش و کواگولاسیون به ولتاژ تعیین شده بستگی دارد). محدودیت اصلی این روش شامل عدم­توانایی کاربرد مایعات هادی الکتریکی از جمله نرمال سالین، خونریزی و جراحی طولانی­مدت می­باشد (۱۲) . برداشت پروستات با تکنیک دوقطبی انجام شده­است که با آسیب بافتی کمتر، کاهش بروز سندرم عمل­جراحی رزکشن پروستات ترانس­یورترال، مدت کاتتر­گذاری کمتر و ترخیص سریع­تر از بیمارستان همراه­است (۱, ۱۳) . اثر­بخش بودن میزان انرژی، کاهش میزان خونریزی و بهبود میدان دید در حین جراحی از علل کاهش عوارض روش دوقطبی است (۸, ۱۲-۱۳) .

جدیدترین روش انجام عمل جراحی رزکشن پروستات ترانس­یورترال استفاده از تکنیک زرکشن کواگولاسیون لیزری است. لیزرهای رایج عبارتند از:

  Nd , YAG – YAG ، هولمیوم، KTP و اخیرا لیزر دیود ۹۸۰ نانومتر (۵) . مزایای استفاده از لیزر شامل: کاهش ریسک خونریزی ، امکان استفاده از سالین جهت شستشو، کاهش جذب مایعات و کاهش التهاب بافتی، امکان کاربرد بیهوشی عمومی و آرامبخشی برای اکثر بیماران (به­علت کاهش عوارضی که در عمل جراحی رزکشن پروستات ترانس­یورترال کلاسیک دیده می­شود) و توانایی ادامه مصرف داروهای آنتی­کواگولان در بیمارانی که در خطر عوارض ترومبوآمبولیک هستند. لیزر دیود ۹۸۰ نانومتر کم عارضه­ترین روش جراحی لیزر پروستات است که قدرت جذب بالایی در آب و هموگلوبین دارد و با حداکثر برش بافت بالاترین میزان هموستاز را اعمال می­کند و تقریباً بدون خونریزی و جذب مایع ( سندرم عمل­جراحی رزکشن پروستات ترانس­یورترال)می­باشد (۳, ۵) مجاور نیز آسیب نمی­رساند و با کمترین خونریزی و سوزش پس از عمل همراه­است (۵, ۱۳) .مهمترین اقدام تشخیص جهت پارگی مثانه انجام معاینه فیزیکی و توجه به علائم بالینی است .و در صورت شک به آن بلافاصله باید پروسیجر جراحی و دادن N۲O (در روش بیهوشی­عمومی) قطع شود و ضمن کنترل درد بیمار اکسیژن کمکی تجویز گردد (۱۲) .

در بیمار مورد بررسی علل احتمالی پارگی مثانه( که از نوع خارج صفاقی بود) عبارتنداز:

  ۱) استفاده از سیستم پرفشار و push مایع (به­جای روش استفاده از ارتفاع مایع شستشو از سطح پروستات)

  ۲) تلاش­های متعدد جهت انجام پروسیجر

  ۳) تجربه کم افراد در کار با لیزر

  ۴) استفاده از روش بیهوشی عمومی که امکان تشخیص زودرس علائم را از بین می­برد

  ۵) استفاده از پوشش­های زیاد روی بیمار و در معرض دید نبودن شکم و ناحیه عمل.

در مجموع توصیه می­شود که در شرایط مشابه باید عوارض جانبی عمل جراحی رزکشن پروستات ترانس­یورترال بیشتر از هر زمان دیگری مد نظر قرارگیرد و ضمن رعایت اصول پایه­ای تکنیک عمل جراحی رزکشن پروستات ترانس­یورترال توسط گروه جراحی متخصص بیهوشی نیز آمادگی برخورد با عوارض احتمالی را داشته باشد که یکی از ساده­ترین این اقدامات استفاده از روش بیهوشی رژیونال به­جای بیهوشی عمومی برای تشخیص زودرس عوارض جراحی با کمک گرفتن از هوشیاری بیمار است.ضمنآ محاسبه نسبت مایع برگشتی به مایع استفاده شده در حین شستشو می­توانست در تشخیص عارضه کمک­کننده باشد
بهرام نادری نبی، عباس صدیقی نژاد، محمد حقیقی، حامد حسن زاده مقدم، سمانه غضنفر طهران، نسیم عاشوری ساحلی،
دوره ۵، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه و هدف: اعمال جراحی ارتوپدی به دلیل ماهیت جراحی روی استخوان و مفاصل با درد پس از عمل بالایی همراهند. استفاده از مخدر­های وریدی، عضلانی، داخل نخاعی و اپیدورال همگی از روش­های کنترل درد پس از عمل هستند که دارای عوارض جانبی متعددی می­باشند. تجویز منیزیوم داخل نخاعی با بلوک گیرنده آن "متیل­دی­آسپارتات" باعث کاهش درد پس از عمل می­شود، بدون آنکه با افزایش عوارض جانبی همراه باشد. هدف از انجام این مطالعه تعیین تاثیر اضافه کردن سولفات منیزیوم به لیدوکائین-­اپی­نفرین داخل نخاعی در مدت بی­دردی پس از عمل، در جراحی­های ارتوپدی اندام تحتانی است.

مواد و روش­ها: این مطالعه به­صورت کارآزمایی بالینی دوسوکور در بیماران کاندید عمل ارتوپدی اندام تحتانی انجام شده­است. برای این منظور ۱۵۶ بیمار به دو گروه تقسیم شدند، که یک گروه سولفات منیزیوم همراه با لیدوکائین-اپی­نفرین و گروه دیگر لیدوکائین-اپی­نفرین همراه با آب مقطر به­عنوان پلاسبو دریافت نمود. مدت زمان بی دردی بر­اساس فاصله زمانی درخواست مسکن توسط بیمار از زمان تزریق دارو، درد بیماران بر­اساس مقیاس دیداری درد و میزان پتیدین مصرفی در دو گروه محاسبه شد. اطلاعات توسط نرم­افزار آماری SPSS ۱۲ آنالیز گردید.

یافته ­ها: در مطالعه ما میانگین سنی بیماران در دو گروه درمانی و کنترل به ترتیب  ۵/۷±۳۴ و ۱/۸±۹/۳۱ سال بود. میانگین مدت زمان بی دردی در گروه درمانی ، ۷/۲۹±۷/۱۴۳ دقیقه و در گروه کنترل، ۱/۱۸± ۹/۱۰۰ دقیقه بود که مدت زمان بی­دردی به­طور معنی­داری در گروه سولفات منیزیوم طولانی­تر از گروه کنترل بوده­است. میزان درد بیماران بر­اساس مقیاس دیداری درد در گروه سولفات منیزیوم ۳۶/۰±۹/۳ و در گروه کنترل ۳۵/۰ ± ۶۵/۵  بود، که به­طور معنی­داری در گروه سولفات منیزیوم، کمتر از گروه کنترل بوده است (۰۰۰/۰=P). میانگین پتیدین مصرفی در گروه سولفات منیزیوم ۲۴/۶ ±۱۵ میلی­گرم و در گروه کنترل  ۲۷/۶ ±۳۳ میلی­گرم بود که از نظر آماری معنی­دار بود (۰۰۰/۰=P.

نتیجه گیری: سولفات منیزیوم همراه با لیدوکائین موجب کاهش درد پس از  عمل بیشتری در مقایسه با لیدوکائین تنها می­شود.
بهرام نادری نبی، محمد حقیقی، عباس صدیقی نژاد، مریم پالیز کار ، امیر حسین فتحی، مریم پوررضا، حمید بهزاد نیا،
دوره ۵، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه و هدف: روش اداره چند وجهی برای بهبود درد پس از عمل پیشنهاد می­شود. پره­گابالین ب­عنوان یک آنالوگ گاما آمینو­بوتیریک اسید نشان داده شده­است که اثرات تسکینی بر درد پس از عمل دارد. این مطالعه تصادفی شده دوسو کور اثر پیش ­درمانی با پره­ گابالین را بر درد و مصرف مخدر پس از عمل در بیماران تحت اعمال جراحی الکتیو ارتوپدی مورد ارزیابی قرار داده است.

مواد و روش­ها: ۶۰ بیمار با کلاس انجمن بیهوشی امریکا ۱ یا ۲ که کاندید اعمال جراحی الکتیو ارتوپدی تحت بی­حسی نخاعی بودند، به­صورت تصادفی در ۲ گروه قرار گرفتند. گروه اول، ۳۰۰ میلی­گرم پره­ گابالین و گروه ۲ کپسول دارونما دریافت می­کردند. پمپ کنترل کننده بی­­دردی با کنترل بیمار آماده شده با سوفنتانیل جهت درد پس از عمل به هر ۲ گروه متصل می­شد. نمره ­بندی عددی درد، مصرف مخدر و عوارض جانبی نظیر تهوع به­مدت ۱۲ ساعت پس از عمل ثبت گردید.  (۰/۰۵> P) معنی ­دار تلقی می­شد.

یافته­ها: مقیاس دیداری درد در ریکاوری، ۶ و ۱۲ ساعت پس از عمل در گروه پره ­گابالین به میزان قابل ملاحظه ­ای کمتر از گروه دارونما بود  (۰/۰۵> P). مصرف پتیدین هم به شکل معنی ­داری در گروه پره گابالین کمتر بود (۰/۰۵> P)

نتیجه ­گیری: تجویز تک دوز خوراکی ۳۰۰ میلی­گرم پره­گابالین یکساعت قبل از اعمال جراحی انتخابی ارتوپدی تحت بی­حسی نخاعی، درد و مصرف مخدر پس از عمل را کاهش می­دهد.


عباس صدیقی نژاد، علی اشرف، محمد حقیقی، بهرام نادری نبی، علی فقیه حبیبی، جواد شعر باف جوان،
دوره ۶، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۴ )
چکیده

مقدمه: جسم خارجی در مری میتواند باعث آسیب شود.رایج ترین روش خارج کردن جسم خارجی ازوفاگوسکوپی است ولی در بسیاری موارد در زمان لارنگوسکوپی جسم خارجی در ناحیه هیپوفارنکس قابل میباشد و متخصص بیهوشی به کمک پنس مگیل قادر به خارج سازی جسم خارجی است. در این شرایط لارنگوسکوپی بایستی نمای مناسب و کافی از هیپوفارنکس ایجاد کند.این مطالعه با این هدف طراحی شد تا با مقایسه دو تیغه معمول لارنگوسکوپی شامل میلر و مکین تاش در ایجاد نمای مستقیم هیپوفارنکس و امکان خارج سازی جسم خارجی,روش ارجح را معرفی نماید. روش: بطور تصادفی برای بیمار یکی از دو تیغه میلر یا مکین تاش انتخاب و پس از القا بیهوشی ولارنگوسکوپیو گریدینگ نمای هیپوفارنکس ثبت شد. در این طبقه بندی افزایش گرید نمای هیپوفارنکس با بهبود دید دهانه هیپوفارنکس و امکان بیشتر رویت و خارج سازی جسم خارجی همراه میباشد. پس از لارنگوسکوپی در صورت رویت جسم خارجی اقدام به خارج سازی توسط پنس مگیل شد در غیر اینصورت ازوفاگوسکوپی توسط متخصص گوش و حلق وبینی انجام شد. یافته ها : در ۶۰ بیمار مورد مطالعه با شاخص توده بدنی و یافته های دموگرافیکی سن، جنس و شاخصهای انتروپومتری مشابه میباشد، گرید ۴ نمای هیپوفارنکس که دید بهتری برای خروج جسم خارجی ایجاد مینماید در گروه مکین تاش تقریبا ۳ برابر تیغه میلر بود(۵۶,۷% در مقابل ۲۰ %). در گرید ۴ نمای هیپوفارنکس میزان موفقیت تیغه مکین تاش ۹۴.۱ % و میلر ۵۰% که این اختلاف از لحاظ اماری معنی دار میباشدp=۰.۰۴ . بطور کلی میزان نسبی موفقیت درمکینتاش نسبت به میلر۴.۳ برابر و فاصله اعتماد ۹۵%(۱۴.۵-۱.۳) میباشد. نتیجه‌گیری: مقایسه نمای هیپوفارنکس و میزان موفقیت در خروج جسم خارجی با استفاده از دو نوع تیغه میلر و مکین تاش، نشان داد گرید ۴ نمای هیپوفارنکس که دید بهتری برای خروج جسم خارجی ایجاد مینماید در گروه مکین تاش بیش از تیغه میلر بوده است. لذا تیغه مکین تاش نمای بهتری از هیپوفارنکس و دهانه مری بصورت باز یا بسته ایجاد کرد که این شرایط برای رویت و خارج سازی جسم خارجی موقعیت مطلوب تری فراهم مینماید. در مقایسه میزان موفقیت بر حسب گرید و تیغه لارنگوسکوپ مشاهده شد بیشترین شانس موفقیت در خارج سازی جسم خارجی در گرید ۴ و بکمک تیغه مکین تاش بدست آمده است. در بررسی کلی میزان موفقیت مکینتاش نسبت به میلر بیشتر بود. نتایج بیانگر این بوده است که در مدل نهایی عامل پیش بینی کننده میزان موفقیت ، وسیله بکار برده شده (نوع تیغه لارنگوسکوپ) و گرید لارنگوسکپی بوده است.
سودابه حدادی، آرمان پرویزی، علیرضا فدایی نایینی، زهرا عطرکار روشن، سکینه ارقند، بهرام نادری نبی،
دوره ۶، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۴ )
چکیده

:چکیده
 زمینه و هدف: ترانکسامیک اسید به‌منظور کاهش خونریزی و نیاز به ترانسفوزیون در بسیاری از جراحی‌ها به‌کار برده شده‌است. با توجه به اینکه جراحی‌های تروماتیک فک تحتانی می‌توانند با خونریزی مهمی همراه باشند که وضعیت فیلد جراحی را برای انجام جراحی ترمیمی مشکل سازد، بر آن شدیم تا در این مطالعه تأثیر ترانکسامیک اسید را بر میزان خونریزی حین جراحی تروماتیک فک بررسی نماییم. مواد و روش‌ها: ۹۰ بیمار کاندید جراحی تروماتیک فک تحتانی، طبقه بندی انجمن بیهوشی امریکا ۱ و ۲، ۱۸ تا ۴۰ ساله به مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور وارد و به‌صورت تصادفی به یکی از دو گروه مطالعه تخصیص یافتند (۴۵=n). بعد از القای بیهوشی عمومی با روش یکسان یک گروه ترانکسامیک اسید وریدی ۱۰ میلی‌گرم برکیلوگرم وزن بدن و گروه دیگر نرمال سالین با همان حجم دریافت نمودند. میزان خونریزی حین عمل، هموگلوبین و هماتوکریت پیش از عمل و هموگلوبین و هماتوکریت ۶ ساعت پس از عمل، نیاز به ترانسفوزیون و کیفیت فیلد عمل ثبت شد و اطلاعات توسط نرم‌افزار آماری ۱۶ SPSS آنالیز گردید. یافته‌ها: میانگین میزان خونریزی در گروه ترانکسامیک اسید ۴۳/۴۹±۴۴/۸۰ میلی‌لیتر و در گروه کنترل ۵۳/۶۹±۰/۱۸۳ میلی‌لیتر بود)۰۰۰۱/۰=p) مقادیر کاهش هموگلوبین و هماتوکریت ۶ ساعت پس از عمل در گروه ترانکسامیک اسید کمتر از گروه کنترل بود(۰۰۰۱/=pو۰۰۱=p) وضعیت فیلد عمل و میزان رضایتمندی جراح در گروه ترانکسامیک اسید بهتر از گروه کنترل بود(۰۰۰۱/۰=p). هیچ بیماری نیاز به ترانسفوزیون نداشت و عوارض جانبی در هیچ یک از دو گروه دیده نشد. نتیجه‌گیری: تجویز ترانکسامیک اسید وریدی بعد از القاء بیهوشی میزان خونریزی حین جراحی‌های تروماتیک فک تحتانی را کاهش می‌دهد. کلید واژه‌ها: ترانکسامیک اسید، خونریزی، جراحی فک، هموگلوبین، هماتوکریت

محمد حقیقی، عباس صدیقی نژاد، محسن مردانی کیوی، زهرا زری دوست، ، بهرام نادری نبی، کاوه میر مظفری، علی کریمی،
دوره ۶، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: استئوژنز ایمپرفکتا یک بیماری اتوزومال غالب بافت هم­بند غیر­شایع با درگیری در ساخت کلاژن نوع ۱است. این مقاله گزارش مورد مبتلا به استئوژنز ایمپرفکتا کاندید جراحی ساق پا، که به­دنبال اجرای ناموفق بی­حسی نخاعی، تحت بیهوشی عمومی با استفاده از ماسک حنجره­ای قرار گرفت. اداره بیهوشی بیمار بدون مشکل و به­خوبی صورت پذیرفت.  

معرفی بیمار: بیمار آقای ۴۵ ساله، با وزن ۳۵ کیلوگرم و قد ۱۳۲ سانتی­متر مورد شناخته شده استئوژنز ایمپرفکتا بوده­است که کاندید جراحی پلاک­گذاری ساق پای چپ به­دنبال شکستگی بوده­است و تا کنون به­دلیل مشکلات استخوانی قادر به راه رفتن نبوده­است. به­علت آناتومی خاص فک تحتانی و جلوزدگی آن، وضعیت نامناسب مهره­های کمری به­دلیل انحنای شدید ستون فقرات و محدودیت در دراز کشیدن، کاندید انجام بیهوشی موضعی به­شیوه بی­حسی نخاعی شد که متاسفانه موفقیت­آمیز نبود. پس از آن بیهوشی عمومی با روش نگهدارنده وریدی و حفظ راه­هوایی با ماسک حنجره­ای انجام شد که بدون عارضه و با موفقیت بود و بیمار بعد از جراحی کاملا هوشیار با حال عمومی خوب به ریکاوری منتقل شد و بعد از سه روز از بیمارستان مرخص شد.


شهاب الدین باقری، صدرالدین شجاع الدین، عین اله نادری، سید حسین حسینی، محمدرضا نیکو،
دوره ۶، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: استئوآرتریت زانو شایع­ترین بیماری مفصلی است. ضعف عضلات دورکننده ران در بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو گزارش شده­است. هدف این مطالعه مقایسه دو روش درمانی، تقویت عضلات دور‌کننده  چهارسر ران و تقویت چهار سر ران به­تنهایی بر درد و عملکرد زنان مبتلا به استئوآرتریت زانو است.

 مواد و روش­ها: ۳۴ آزمودنی به­طور تصادفی در گروه هیپ یا گروه چهار‌سر ران قرار گرفتند. گروه هیپ تمرینات تقویتی عضلات دورکننده و چهارسر ران انجام دادند، در­حالی­که گروه چهارسر فقط تمرینات تقویتی عضلات چهارسر (۳ بار در هفته و مدت ۸ هفته) انجام می‌دادند. درد با مقیاس رتبه­بندی عددی و عملکرد زانو با ومک، آزمون تعادل یک پا و آزمون TUG قبل و بعد از مداخله مورد ارزیابی قرار گرفت. آزمون آماری تحلیل واریانس اندازه­های تکراری، آزمون تی همبسته برای مقایسه درون گروهی و بین گروهی مورد استفاده قرار گرفت.

یافته­ها: نتایج این مطالعه نشان داد که در میانگین نمرات متغیرهای درد، عملکرد حرکتی، تعادل در هر دو گروه و اجرای عملکردی TUG در گروه هیپ قبل و بعد از مداخله تمرینی اختلاف معنی‌دار مشاهده شد (۰۵/۰P<). مقایسه میانگین نمرات TUG گروه چهارسر نشان داد که بین این نمرات، قبل و بعد از مداخله تمرینی اختلاف معنی‌دار مشاهده نشد (۰۵/۰P>). نتایج آزمون تحلیل واریانس اندازه‌های تکراری نشان داد میانگین نمرات متغیرهای درد، تعادل و آزمون عملکردی TUG گروه هیپ به­طور معنی‌داری بهتر از گروه چهاسر بود (۰۵/۰P<) اگرچه در شاخص عملکرد حرکتی این میزان از نظر آماری معنی‌دار نبود.

نتیجه­گیری: تقویت عضلات دور‌کننده چهارسر ران در کاهش درد، بهبود عملکرد، تعادل و اجرای عملکردی زنان مبتلا به استئوآرتریت زانو موثرتر از تقویت عضلات چهارسر ران به­ تنهایی بود.


محمد حقیقی، عباس صدیقی نژاد، بهرام نادری نبی، حسین خوشرنگ، ولی ایمانطلب، سعید صفری، پرهام ولیانی، پگاه طاهری فرد،
دوره ۷، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۵ )
چکیده

زمینه و هدف: بلوک عصبی زیر استخوان ترقوه روشی برای ایجاد ب یحسی و ب یدردی در اندام فوقانی م یباشد که م یتواند تحت راهنمایی
تحریک عصب و یا سونوگرافی انجام گیرد. یکی ازعوارضی که برای این روش وجود دارد، مسمومیت به دلیل تزریق داخل عروقی داروی ب یحسی
م یباشد که ریسک آن با تزریق تحت راهنمایی سونوگرافی کاهش م ییابد.
معرفی بیمار: بیمار ۵۲ ساله که به دلیل وجود عروق غی رطبیعی ناحیه زیر ترقوه که در سونوگرافی دیده نشد، دچار تشنج به دنبال بلوک با
داروی ب یحسی موضعی لیدوکائین گردید که تحت درمان با باربیتورات قرار گرفت و پس از ی ک روز مرخص شد.
واژ ههای کلیدی: راهنمایی سونوگرافی، بلوک زیر استخوان ترقوه، مسمومیت سیستمیک، ب یحس کننده موضعی


عباس صدیقی نژاد، محمد حقیقی، بهرام نادری نبی، سمانه غضنفر طهران، حسین اتحاد، پرهام ولیانی،
دوره ۸، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۶ )
چکیده

 زمینــه و هــدف: توبــروس اســکلروزیس یــک بیمــاری اتوزومــال غالــب اســت کــه بــا ضایعــات هامارتوماتــوز در ارگانهــای مختلف مشــخص می شــود. ایــن مقالــه گــزارش مــورد مبتــلا بــه توبــروس اســکلروزیس کاندیــد جراحــی فمــور مــی باشــد که تحــت بیهوشــی عمومی قــرار گرفــت. اداره بیهوشــی بیمــار بــدون مشــکل و بخوبــی صــورت پذیرفت.  ســانتی متــر مــورد شــناخته شــده توبــروس اســکلروزیس دچار عقــب ماندگی ۱۶۲ کیلوگــرم و قــد ۴۸ســاله بــا وزن ۴۴ معرفــی بیمــار: بیمــار اقــای ذهنــی و تشــنج های مکــرر تحــت درمــان دارویــی و مشــکلات ادراری ســاکن اسایشــگاه معلولیــن کــه جهــت انجــام جراحــی فیکساســیون فمــور مراجعــه نمــوده بــود. پــس از ویزیــت قبــل از عمــل و انجــام اقدامــات لازم بیمــار تحــت بیهوشــی عمومــی بــا انتوباســیون داخــل تراشــه قــرار گرفــت  و جــرای بیمــار بــدون عارضــه و بــا موفقیــت انجــام شــد. بیمــار بعــد از جراحــی کامــلا هوشــیار بــا حــال عمومــی خــوب منتقــل ریــکاوری و بعــد از ســه روز مرخــص شــد.


عین اله نادری،
دوره ۸، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۶ )
چکیده

 زمینـه و هـدف: بـا وجود رشـد سـریع و شـیوع چاقـی، تاثیـر چاقـی بـر روی پیامـد برنامه هـای ورزش درمانی در افـراد مبتـلا به کمـر درد مزمن غیراختصاصـی هنـوز در هالـه ای از ابهـام اسـت. بنابرایـن هـدف از تحقیـق حاضـر بررسـی ایـن بـود موضوع اسـت کـه آیا چاقـی می تواند اثربخشـی ورزش درمانـی را بـر روی میـزان درد و ناتوانـی افـراد مبتـلا بـه کمـر درد مزمـن غیـر اختصاصی تحـت تاثیر قـرار دهد؟ زن) مبتـلا به کمـر درد مزمن غیراختصاصی تشـکیل می داد که بر اسـاس ۱۱ مـرد و ۲۱ زن و مـرد (۳۲ مـواد و روش هـا: آزمودنی هـای تحقیـق را  ۵۲/۳۰±۵/۸۵ زن؛ میانگین سـنی ۴ مرد و ۶ ) در دو گروه آزمودنی های چاق ( WHR) و نسـبت دور کمر به دور باسـن (BMIشـاخص توده بدنی( ) طبقه بندی ۲۴/۵۰±۱/۹۱ و شـاخص توده بدنـی۵۱/۸۱±۷/۱۰ زن؛ میانگین سـنی ۷ مرد و ۱۵) و غیـر چاق ( ۳۲/۴۵±۲/۱۵و شـاخص تـوده بدنـی ) جهـت ارزیابی ناتوانی ناشـی از کمردرد  RMQ ) و پرسشـنامه ی ناتوانی رولنـد  -موریس( VASشـدند. جهـت ارزیابـی درد از مقیـاس بصـری درد ( دقیقه اجرا شـد. ۶۰ الـی ۳۰ هفتـه، سـه جلسـه در هفتـه و بـه مـدت ۱۰ اسـتفاده شـد. برنامـه ی ورزشـی شـامل هفـت تمریـن بـود کـه بـه مـدت  تجزیه و تحلیل شد.۰/۰۵ و همبسـتگی پیرسـون در سـطح معنی داری ANCOVA مسـتقل، t داده های جمع آوری شـده توسـط آزمون های آماری ) آزمودنی های t =-۲/۱۶،p= ۰/۰۴) و ناتوانـی(t =-۲/۸۸ ،p=۰/۰۰۷ یافته هـا: نتایـج تحقیق نشـان داد که در پیش آزمون بیـن میانگین شـدت درد ( )r=۰/۴۳،P=۰/۰۲ مبتـلا بـه کمـر درد مزمـن غیر اختصاصـی چاق و غیر چاق تفـاوت معنی داری وجود دارد. بین شـاخص تـوده بدنی با شـدت درد ( ) در افـراد مبتـلا بـه کمـر درد مزمـن غیراختصاصی نیز ارتباط معنی داری مشـاهده شـد. بعد از مداخلـه درمانی میزان r=۰/۴۹،P=۰/۰۱۷و ناتوانـی ( ) بـرای آزمودنی هـای مبتـلا بـه کمـر درد مزمـن غیر اختصاصی غیرچاق نسـبت F =۵ /۴۲،P =۰/۰۳) و ناتوانـی (F =۱۴ /۲۷،P =۰/۰۰۱بهبـود درد ( بـه آزمودنی هـای چاق به طـور معنی داری بیشـتر بود. نتیجه گیـری: نتایـج تحقیـق نشـان داد که چاقـی تاثیر منفی بر روی اثربخشـی برنامـه ورزش درمانی افراد مبتـلا به کمر درد مزمـن غیراختصاصی دارد. بـر ایـن اسـاس بـه نظر می رسـد کـه رویکردهای درمانی که هـر دو وزن بدن و کمـردرد را در افراد چـاق مبتلا به کمردرد مزمـن غیراختصاصی هـدف قـرار می دهنـد، تاثیـرات اقتصـادی قابـل توجه تـری داشـته و حتی ممکن اسـت پیامدهـای طولانی مـدت بهتری نه تنهـا برای کمـر درد بلکه بـرای دیگـر عوارض همراه با چاقی داشـته باشـند.
زهرا ابراهیمی، سامره اسدی مجره، بهمن اکبری، بهرام نادری نبی،
دوره ۸، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۶ )
چکیده

زمینــه و هــدف: پژوهــش حاضر با هــدف تعیین نقش آلکســی تیمیــا و بدتنظیمی هیجــان در کیفیت زندگی مبتلایــان به درد مزمن انجــام گردید. مــرد) مبتــلا بــه انــواع دردهای ۶۰ زن و ۹۰ نفــر (۱۵۰ مــواد و روش هــا: پژوهــش حاضــر توصیفــی از نــوع همبســتگی اســت. نمونــه پژوهــش شــامل  بودنــد کــه بــه روش نمونــه گیــری دردســترس انتخاب ۱۳۹۶ مزمــن مراجعــه کننــده بــه کلینیــک درد گیــلان شــهر رشــت طــی فروردیــن تــا خــرداد شــدند و مقیــاس آلکســی تیمیــا تورنتــو، مقیــاس بدتنظیمــی هیجــان گراتــز و رومــر و مقیــاس کیفیــت زندگــی را تکمیــل نمودنــد. داده ها با اســتفاده از روش ضریــب همبســتگی پیرســون و رگرســیون گام بــه گام تحلیــل گردید. نتایــج و یافته هــا: نتایــج نشــان داد ارتبــاط معکــوس و معنــاداری میــان آلکســی تیمیــا و بدتنظیمــی هیجــان بــا کیفیــت زندگــی وجــود  درصــد از تغییــرات کیفیــت زندگــی مبتلایــان بــه درد مزمــن را ۳۲) و دشــواری در شناســایی احساســات و بدتنظیمــی هیجــان حــدود p>۰/۰۱دارد( .)p>۰/۰۱ پیش بینــی می کننــد( بحــث و نتیجه گیــری: آلکســی تیمیــا و بدتنظیمــی هیجــان درکیفیــت زندگــی مبتلایــان بــه درد مزمــن نقــش دارنــد و لــزوم توجــه بــه فرایندهــای هیجانــی جهــت ارتقــای ســطح کیفیــت زندگــی مبتلایــان می توانــد حائــز همیت باشــد.
سید بابک رضوی، شهنام ابوالقاسمی، بهمن اکبری، بهرام نادری نبی،
دوره ۱۰، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۸ )
چکیده

 زمینــه و هــدف: تجربــه درد در افــراد مبتــلا بــه دردهــای مزمــن می تواند بــر ابعاد مختلــف روانشــناختی و اجتماعــی تأثیرگذار باشــد. ایــن پژوهش بــا هــدف بررســی اثربخشــی درمــان مبتنــی بــر تعهــد و پذیــرش بــر احســاس امیــدواری و مدیریــت درد زنــان مبتــلا بــه درد مزمــن انجــام شــد. مــواد و روش هــا: پژوهــش حاضــر از نــوع تحقیقــات کاربــردی و بــه لحــاظ روش پژوهــش نیمــه تجربــی و از طــرح پیش آزمــون  پس آزمــون  بودنــد کــه از طریــق نمونــه ۱۳۹۶-۱۳۹۷ بــا گــروه کنتــرل بــود. جامعــه پژوهــش کلیــه زنــان مراجعــه کننــده بــه کلنیــک درد گیــلان در ســال  نفــر بــه طــور تصادفــی در دو گــروه آزمایــش و کنتــرل جای دهــی شــدند. هــر دو گــروه قبــل از اجــرای آمــوزش، ۲۰گیــری دردســترس تعــداد  دقیقــه ای تحــت درمــان مبتنــی بــر تعهــد و ۹۰ جلســه ۸پرسشــنامه احســاس امیــدواری و مدیریــت درد را تکمیــل کردنــد. گــروه آزمایــش طــی پذیــرش قــرار گرفــت امــا گــروه کنتــرل هیــچ مداخلــه ای دریافــت نکــرد. داده هــا بــا اســتفاده از روش هــای آمــار توصیفــی و بوســیله آزمــون تحلیــل کوواریانــس تــک متغیــره تجزیــه (انکــوا) تحلیــل شــدند. ) نشــان داد بیــن زنــان گــروه آزمایــش F=۱/۱۱) و مدیریــت درد (F=۱/۱۴ یافته هــا: تحلیــل کوواریانــس تــک متغیــره بــرای احســاس امیــدواری ( ). بــا توجــه بــه نمــرات پــس آزمــون گروه هــای آزمایــش و کنتــرل در ایــن دو متغیــر مشــخص p=۰/۰۰۱و کنتــرل تفــاوت معنــاداری وجــود دارد ( گردیــد، درمــان مبتنــی بــر تعهــد و پذیــرش موجــب افزایــش احســاس امیــدواری و مدیریــت درد زنــان گــروه آزمایــش در مقایســه بــا گــروه کنتــرل در مرحلــه پــس آزمــون شــده اســت. نتیجه گیـری: نتایـج نشـان داد که شـرکت در جلسـات درمان مبتنی بـر تعهد و پذیرش می تواند در افزایش احسـاس امیـدواری و مدیریـت درد زنان مبتلا بـه درد مزمـن تأثیرگـذار باشـد، بنابـر ایـن می تـوان با ارتقاء سـطح تعهد و پذیـرش، ضمن افزایش احسـاس امیـدواری، مدیریـت درد آنـان را نیز ارتقـا داد.
سمیرا میرعالی، شهاب الدین باقری، عین اله نادری،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۹ )
چکیده

چکیده
زمینه و هدف: استفاده از مایندفولنس از طریق مولفه های روانشناختی مرتبط با مدل اجتناب ناشی از ترس می‌تواند در درمان دردهای مزمن موثر باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی اضافه کردن مایندفولنس به تمرین درمانی در دونده های مبتلا به درد پتلوفمورال است.
 روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح اندازه های تکراری بود. ۳۰ زن مبتلا به سندروم درد پتلوفمورال با دامنه سنی ۴۰-۱۸ سال به صورت تصادفی در گروه مایندفولنس (۱۵ نفر) یا کنترل (۱۵نفر) قرار گرفتند. گروه مایندفولنس علاوه بر تمرینات دریافت شده توسط گروه کنترل، یک برنامه ۸ جلسه ای مایندفولنس را دریافت کردند. درد روزانه، درد حین دویدن و درد طی بالا و پایین رفتن از پله توسط مقیاس سنجش عددی درد قبل از مداخله، ۱۲ هفته و ۱۸ هفته بعد از مداخله اندازه گیری شد.  
 یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که درد روزانه، درد طی دویدن و درد در هنگام بالا و پایین رفتن از پله در گروه مایندفولنس نسبت به گروه کنترل در هفته های ۱۲ و ۱۸ بعد از مداخله کاهش داشت، در هفته ۶ تفاوت معنی داری بین گروه ها مشاهده نشد (۰۵/۰ ˃p).
نتیجه گیری:  اضافه کردن یک دوره هشت جلسه ای مایندفولنس به برنامه تمرین درمانی سبب کاهش شدت درد ورزشکاران مبتلا به سندروم درد پتلوفمورال شد.

 

صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بیهوشی و درد می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Anesthesiology and Pain

Designed & Developed by : Yektaweb